افسردگی

درمان افسردگی

افسردگی یکی از مشکلات جدی جامعه امروزی است که بیشتر افراد بصورت خفیف یا شدید با آن درگیر بوده و یا قبلا آن را تجربه کرده اند. با توجه به اهمیت بالای موضوع در این مطلب قصد داریم اطلاعات کاملی را در خصوص افسردگی و نحوه درمان آن به شما عزیزان ارائه کنیم. اگر خودتان یا نزدیکانتان در معرض افسردگی قرار دارید و یا به آن مبتلا هستید پیشنهاد می کنیم حتما در ادامه با ما همراه باشید.

افسردگی چیست

افسردگی حالتی است که در آن، شخص روحیه و نشاط بالایی نداشته و یا به کلی فاقد روحیه و نشاط لازم برای زندگی است. این وضعیت بسته به میزان سطح افسردگی و نوع آن می تواند موجب احساس پوچی، تنهایی، درماندگی و ده ها مورد دیگر در شخص افسرده شود که حتما می بایست برای جلوگیری از خودکشی و یا حادتر شدن مشکل، سریعا تحت درمان قرار گیرد.

مهمترین علائم افسردگی

در زیر به مهمترین علائم افسردگی اشاره شده است. لازم به ذکر است این موارد می تواند بصورت کوتاه مدت برای همه بوجود بیاید اما اگر علائم ذکر شده بیش از دو هفته بصورت مداوم وجود داشته باشد، می توان گفت شخص افسرده شده است. علائم اصلی افسردگی بشرح زیر است اما تشخیص افسردگی و همچنین سطح آن می بایست توسط روانشناس انجام شود:

  • گریه کردن، ناراحتی و غمگین بودن
  • کاهش سطح انرژی و شادابی
  • احساس اضطراب و بی قراری
  • کاهش یا افزایش اشتها
  • کاهش یا افزایش خواب
  • کاهش توان تمرکز و حافظه
  • کاهش قدرت تصمیم گیری
  • احساس گناه، ناامیدی و پوچ بودن
  • احساس بی ارادگی و عدم وجود شوق و انگیزه

راهکارهای کاهش و درمان افسردگی

از راهکارهای موثر در کاهش افسردگی می توان به موارد زیر اشاره نمود:

  • ورزش کردن و پیاده روی به منظور ترشح هورمون آندورفین که شادی آفرین است.
  • گوش دادن به موسیقی شاد و عدم گوش دادن به موسیقی غمگین
  • معاشرت کردن با افراد شاد و شوخ طبع و عدم معاشرت با افراد غمگین
  • رفتن به مسافرت و لذت بردن از طبیعت
  • حل کردن مساله
  • فکر نکردن به گذشته و سرگرم کردن خود
  • تغییر دکوراسیون خانه یا محل کار
  • خرید کردن برای خانم ها
  • توکل کردن به خدا و پیشه کردن صبر و بردباری
  • مشارکت در انجام کارهای خیر و خداپسندانه
  • انرژی و تفکر مثبت داشتن بواسطه مثبت اندیشی
  • در حال زندگی کردن و عدم درگیر کردن ذهن به آینده که موجب استرس و نگرانی می شود.
  • مدیریت زمان و برنامه داشتن برای خود و متعاقبا عمل به آن
  • نداشتن انتظار نابجا و بیش از حد از خود و دیگران
  • انجام دادن کارهایی که دوست داریم آنها را انجام دهیم.
  • دوری کردن از مصرف مشروبات، دخانیات و مواد مخدر
  • کم کردن مصرف اینترنت و گوشی ( در کل کم کردن تاثیر تکنولوژی در زندگی )

مراجعه به روانشناس برای درمان افسردگی

همانطور که گفته شود راهکارهای فوق موجب کاهش افسردگی می شود اما درمان افسردگی بصورت کامل در تخصص مشاور روانشناس است. راهکارهای درمانی برای افراد مختلف با یکدیگر متفاوت است و برای درمان کامل می بایست حتما به روانشناس مراجعه نمود. به این منظور می توانید از طریق صفحه تماس با ما اقدام به تماس و رزرو زمان مراجعه نمایید.

40 دیدگاه. Leave new

  • سلام بر مشاور عزیز،
    من مدت نسبتا زیادی هست که با هر بهانه ای گریه ام میگیره. حتی وقتی با دوستانم وقت میگذرونم یا توی شادی هم گاهی گریه ام میگیرد یا بغض میکنم. نمیتونم به کسی اعتماد کنم و میخواهم تنها باشم، اما در تنهایی هم دلم میگیرد. نمیدونم با توجه به اتفاقات تلخی که چند وقت پیش برام افتاده، تجربه این حالات عادی است و بعد از مدتی رفع میشود یا افسرده شده ام؟ پیشاپیش از کمکتون متشکرم.

    پاسخ
    • دکتر لیلا جبلی
      2019-05-18 10:30

      سلام بر شما
      شما می بایست هرچه سریعتر به روانشناس مراجعه کنید تا مشخص بشه که آیا فقط افسردگی است یا موارد دیگری هم وجود داره و رواندرمانی انجام بشه.
      لطفا از طریق شماره 02188881984 اقدام به تماس رزرو زمان مراجعه کنید.

      پاسخ
  • سلام من ۲۶ سالمه و حدودا از ۱۳ سالگی دچار افسردگی هستم اما هیچ وقت خانواده موافق دکتر روانشناس نبودند چندین بار سابقه خودکشی دارم . الان خارج از ایران زندگی میکنم و نیاز به مشاوره دارم اگر امکان داره شماره واتس آپ یا وایبر یا هر اپلیکیشنی که امکان برقراری ارتباط هست رو به من بدهید و لطفا هزینه مشاوره رو هم بفرمائید . ممنونم

    پاسخ
    • دکتر لیلا جبلی
      2019-05-22 13:56

      سلام بر شما
      لطفا با شماره 02188881984 تماس بگیرید و راهنماییتون می کنند از طریق واتس اپ مشاوره داشته باشید.

      پاسخ
  • سلام من مشکل هم یعد از خودکشی مادرم هست که شاید خیلی ناراحت بشود

    پاسخ
    • دکتر لیلا جبلی
      2019-05-28 13:59

      سلام بر شما
      از شنیدن این قضیه که مادرتون خودکشی کرده متاثر شدیم و برای اینکه شما دچار افسردگی نشید و اگر افسردگی دارید، جهت بررسی و کاهش افسردگی و درمان آن به روانشناس مراجعه کنید.

      پاسخ
    • مریم
      2019-09-16 12:48

      سلام من دختری۱۴ساله هستم که بسیار احساساتی و ناراحت هستم. همیشه ناامید و گاهی اوقات احساس گناه و اضافی بودن را دارم من تک فرزندم وبا پدر و مادرم هم همیشه دعوا می کنم چون آنها هیچ وقت من را درک نمی کنند و محبت خاصی هم ندارند لطفا به من کمک کنید.

      پاسخ
      • یلدا
        2019-12-13 19:06

        سلام.من طوری شدم که یه روز به خدا اعتقاد دارم و روز دیگه ندارم. نمی دونم چم شده و این شک و تردید ها اونقدر ازارم میده که می خوام بمیرم.الان اوضام خیلی بدتره الان به خدا اعتقاد دارم چهار دقیقه بعد دوباره اعتقادم ازبین میره.همش دعا می کنم که خدایا به من ایمانی عطا کن که همیشه بهت اعتفاد داشته باشم ولی انگار نه انگار.الان که به خدا اعتقاد دارم همش می ترسم که نکنه اعتقادم دوباره از بین بره.من الان حالم خیلی بده.میدونم وسواس دارم ولی این یکی خیلی ازارم میده.همش معتقدم گذشته وجود نداره .کمکم کنید لطفا

        پاسخ
        • دکتر لیلا جبلی
          2019-12-25 15:41

          سلام خانم یلدا؛
          این مسائل ممکن است برای هر فردی اتفاق بیافتد. پیشنهاد می کنم اصلا حساسیت به خرج ندهید و اصلا این موضوع را برای خود مهم نکنید. بهتر است قبل از هر چیزی به فکر آینده و برنامه های خودتان باشید. وقتتون رو بصورت کامل پر کنید و به افکارتون اجازه ندید بر شما غلبه کنن. ورزش کنید و به لحاظ جسمی انرژی هاتون رو تخلیه کنید تا افکار منفی و بی اساس به سراغ شما نیان.

          پاسخ
      • مریم
        2020-03-05 22:50

        مادری هستم که فرزند بزرگم 24سالشه پسر.
        که فهمیدم بادختری دوست شده که 8سال ازخودش بزرگتره اعصاب منو بهم ریخته وهرروز درگیریم ومیگوید دوستش دارم.ومیخواهم باهاش ازدواج کنم.نمیدانم چطوری باهاش برخورد کنم.
        به حرف من اصلا گوش نمی‌ده.پسرمن نه سربازی رفته نه کار داره تروخدا راهنمایی کنید چطور باهاش رفتار کنم وچی بهش بگم .
        ممنون

        پاسخ
        • دکتر لیلا جبلی
          2020-03-06 03:21

          سلام
          اختلاف سنی مناسب در ازدواج اهمیت زیادی داره و ظاهرا این اختلاف سنی مناسب نیست.
          در شرایطی که خدمت سربازی نرفتن و شغل و درآمد مناسبی هم ندارن! این موضوع به احتمال زیاد، یک هیجان زودگذر هست.
          برای راهنمایی تخصصی توصیه می کنم حتما با پسرتون به مشاور روانشناس مراجعه کنید.

          پاسخ
  • فرشته
    2019-07-04 17:47

    سلام .خانم 30 ساله ای هستم .که بعد از یه رابطه 5 ساله .ازدواج کردم و الان 4 سالی از زندگی مشترکم میگذره و خیلی پشیمونم .به خاطر بد رفتاری های شوهرم و دروغ های که توی این سالها ازش شنیدم نسبت بهش بدبین شدم .و دیگه دوستندارم ادامه بدم اما نمیتونم تصمیم بگیرم و ازش جدا بشم .چون زندگیم فقط جر و بحث شده .بیشتر وقتها از رفتارهاش بغض میکنم و وقتی تنهام با صدای بلند گریه میکنم.

    پاسخ
    • دکتر لیلا جبلی
      2020-09-06 13:34

      سلام فرشته جان
      لطفا هرچه سریعتر باید به روانشناس مراجعه کنید تا زندگی شما و همسرتون مورد بررسی قرار بگیره و اگر امکانش وجود داشته باشد با آموزش مهارت های همسریابی که داده میشود منجر به جدایی نشود و اگر همینطور ادامه پیدا کند منجر به فاز های عمیق جدایی میشود.

      پاسخ
  • حمزه
    2019-07-10 17:29

    سلام من حدود ۴سال هست دچارافسردگی شدم چتدمدتی هست که سرگیج هستم ودارومصرف میکنم وخوب نشدم حساس بی حالی دارم زندگی برایم جذاب نیست همش اظطراب وواسواس دارم اززندگی لذت نمیبرم همش توفکرم چندسال دارو مصرف میکنم ولی خوب نشدم

    پاسخ
    • دکتر لیلا جبلی
      2020-09-06 13:37

      سلام
      اگر با داروهایی که استفاده میکنید بهتر نشدید، حتما باید به روانپزشک خوب مراجع کنید تا دوز دارو و یا نوع دارو رو تغییر دهد و روانپزشک به تنهایی نمی تواند مشکل شما رو حل کند و در نتیجه شما می بایست به روانشناس باید هم مراجعه کنید.

      پاسخ
  • سلام…من بعضی وقت ها حس میکنم از هیچ چیزی لذت نمی برم…یکی از مشکلات اساسی زندگیم این هست که با اینکه مشکل خاصی تو زندگیم وجود نداره اگه کسی ناراحتم کنه یا بحثی پیش بیاد سریع گریم میگیره تو اون لحظه واقعا دلم میخواد خودم رو بکشم…ممنون میشم اگه یه راه حل بهم بدین

    پاسخ
    • دکتر لیلا جبلی
      2019-12-09 14:14

      با سلام
      شما به احتمال زیاد دچار افسردگی شده اید و برای درمان افسردگی هر چه سریعتر باید به مشاور مراجعه کنید.
      در صورت تمایل جهت روان درمانی و کاهش استرس میتوانید با شماره 02188881984 برای رزرو زمان مراجعه تماس بگیرید.
      با تشکر

      پاسخ
  • ناشناس
    2019-08-16 01:27

    با سلام
    پسری 28ساله مجرد هستم.من بخاطر داشتن معافیت پزشکی .از اینده شغلی م نگرانم.و اینکه نمیتونم ازدواج کنم و احساس اینکه مجردم و جای خالی همسر خیلی اذیتم میکنه. استرس های الکی میاد سراغم.نرمی دریچه قلب دارم.به خود ارضایی مبتلا هستم.هرجا میرم میبینم همه ی هم سن و سالی هام یا ازدواج کردن یا شغل دارن و من هیچی.زندگی برام بی ارزش شده احساس اینکه کارام بی هدف و پوچ هست خیلی نگرانم .خانواده م خیلی نمیتونن کمکم کنن میگن حتما باید کارداشته باشی تا بریم خاستگاری .هزاران مورد دیگه هست که بخاطرش افسردگی دارم. شبا خواب درست ندارم. همه ش کابوس میبینم تو خواب. دیگه احساس میکنم به بن بست رسیدم .تورو خدا کمکم کنید.در ضمن ترم اخر کارشناسی ارشد هستم.

    پاسخ
    • دکتر لیلا جبلی
      2019-12-09 14:06

      با سلام
      شما احتمالا دچار افسردگی و وسواس فکری شده اید و حتما حتما جهت درمان این موارد و کاهش افسردگی، وسواس و استرسی که دارید باید به مشاور مراجعه فرمایید.
      با تشکر

      پاسخ
  • زهرا
    2019-10-09 00:15

    سلام من ۱۹ ساله ام حالت افسردگی دارم از همه چی میترسم سر گیجی دارم همیشه ناراحتم نمیدنم چکار کنم که کجا باید برم تا این از ذهنم بره همیشه بفکر مردن و حتی اگر کسی با من حرف بزنه زود عصبانی میشم انگار هیچکس منو درک نمیکنه حالت سنگینی دارم لطفا جواب بدید کمکم کنید

    پاسخ
    • دکتر لیلا جبلی
      2020-09-06 13:40

      سلام زهرا جان
      احتمال دارد شما به غیر از افسردگی دچار وسواس فکری هم هستید به هر حال شما باید به مشاور مراجع کنید و مورد بررسی قرار بگیرید.

      پاسخ
  • هاشمه شهیر
    2019-11-06 00:29

    سلام داکتر صاحب گرامبی
    هاشمه شهیر هستم
    شوق به درس دارم که باید تا آخر ختم کنم تا به آرزوی که دارم بیرسم .اما تلاش ندارم به درس هایم .کمی دل سرد هستم .حوصله درس را ندارم .و بسیار توقع میکنم از دوستانم که باعث ناراحتی خودم می شود

    پاسخ
    • دکتر لیلا جبلی
      2020-09-06 13:42

      درود بر شما
      اینکه شما شوقی به درس خواندن ندارید شاید بخاطر افسرده شدید و یا بی انگیزگی هستش و باید توسط روانشناس مورد بررسی قرار بگیرید تا راه کارهای درمانی به ما آموزش داده شود و باید برروی مهارت های ارتباطی شما نیز کار شود و زمانی میتوانید خوشبخت زندگی کنید که بدون چشم داشت کمک کنید تا توقعی ایجاد نشود در شما

      پاسخ
  • محمد
    2019-11-29 03:41

    سلام من پسری 19 ساله هستم و تا به حال 2 بار خودکشی کردم اما خونوادم نمیدونن و شکست عشقی خوردم و نه خوشحال میشم تقریبا از همون موقع دیگه نخندیدم تقریبا 3 ساله بیشتر اوقات خستم داعم وقتای تنهایی گریه میکنم خیلیم لاغر شدم هیچ چیز نمیتونه خوشحالم کنه با هیچ کسیم دوست نیستم و نمیتونم با کسی زیاد حرف بزنم و کلا تنهایی خیالم راحت تره ولی هنوزم هروز به فکر خودکشیم.

    پاسخ
    • دکتر لیلا جبلی
      2020-09-06 13:45

      سلام محمد جان
      هرچه سریعتر ابتدا به روانپزشک مراجعه کنید و بخاطر افکار خودکشی که دارید احتمالا دارو به شما داده میشود و بعد از 3 هفته استفاده دارو به روانشناس مراجعه کنید تا بتوانید با راه کارهای رواندرمانی روی پای خودتان به ایستید و کم کم دارو رو قطع کنید.

      پاسخ
  • لاله
    2019-12-09 14:57

    سلام من فقط 15 سالمه.و تمامی دوستانم رو از دست دادم. وسواس فکری دارم و این باعث شده که افسرده بشم و به این روز کشیده شم. درسم افت زیادی پیدا کرده و تنها درس ها و کتابهایی رو می خونم که خوشم میاد بقیه درسها نمرم افتضاح شده. احساس می کنم هیچ کسی وجود نداره که بتونه کاملا درکم کنه جز خدا من واقعا به خدا اعتقاد دارم ولی به شدت احساس می کنم خدا من رو مجازات می کنه بخاطر هر کاری که احساس می کنم بده همش منتظرم که الان خدا همه چیز های که دارم رو ازم می گیره. دیگه پیشه هیچ کسی ارزشی هم ندارم و خیلی احساس بی ارزشی می کنم . توی کلاس خیلی از بچه ها میگن من دختر خوبیم و دوست داشتنی و این که هیچ کس دوستم نیست خودمم چون خیلی درونگرام. و تقریبا مغرورم. و فکر میکنم اگه به یه گروه نزدیک شم اونا میگن من بهشون میچسبم… و کلا احساس میکنم حتی مامانم هم بهم اونقدر که می خوام اهمیت نمیده . امروز با یکی درد و دل کردم و گفت که گروه ما همیشه منتظرته ولی تو نزدیک نمیشی… و بعد داشت همه چی خوب پیش می رفت ولی بعدش من ناراحتش کردم همیشه همینطوریه. من یه مستند پیدا کردم به اسم راز قانون جذب و می خوام ازش استفاده کنم ولی اول باید این احساسات و افکارم نسبت به خودم از بین بره به خصوص اینکه نمیفهمم چه طور باید به بقیه نزدیک شم . و اینکه من قبلا خیلی راخت تر نزدیک بقیه میشدم ولی الان این موضوع برام خیلی مهم شده و من تجربه داشتم که هر موقع چیزی برام مهم میشه خرابش می کنم. و همش می ترسم ادمای اطرافم از دستم ناراحت شن. کلا وسواس دارم و این وسواس ارثیه ولی همه ی دنیام به شدت ازار دهنده ست. من در مدرسه فرزانگان درس می خونم و خانواده م فکر می کنن که من هر غم و اندوهی که داشته باشم به خاطر مثلا نمره خرابه . حتی خانوادمم منو نمیشناسم . ای کاش می تونستم بمیرم. همش دوست دارم یه قرصی بخورم که هیچوقت به هیچ چیزی که ازارم میده فکر نکنم…. خواهش می کنم کمکم کنید خیلی همه چیز دردناکه برام

    پاسخ
    • دکتر لیلا جبلی
      2019-12-25 15:53

      سلام لاله؛
      ببینید ما انسانها باید به این توجه داشته باشیم اونقدری که ما به اظهارنظر دیگران در مورد خودمون فکر می کنیم دیگران چنین وقتی را برای اظهارنظر در مورد ما نمیزارن!!! ما برای خودمون زندگی می کنیم نه برای دیگران. از زندگی و چیزهایی که دارید لذت ببرید و به فکر مسائل پیش پا افتاده نباشید. پیشنهاد می کنم هیجانات و انرژی های منفی تون رو با ورزش کردن تخلیه کنید. بیشتر مطالعه کنید و سعی کنید در حال زندگی کنید.

      پاسخ
    • محمد زارع
      2020-01-13 00:29

      با عرض سلام
      نمیدونم تا آخر صحبتام رو بخونید یا نه اما مسأله ای که سالهاست درگیر اون هستم و راه نجاتی برای رهایی از اون پیدا نکردم رو براتون میگم.
      من اصالتا اهل شهرستان بیضا هستم و اونجا مشغول به تحصیل بودم و درسم خوب بود به شکلی که معلم هام به خانواده من اصرار کردن که خوب ذهن و هوش و استعداد خیلی خوبی داره و حیفه که اینجا هیچ استفاده ای نتون ببره. خانواده من مشورت کردن معلم ها و مسؤلین مدرسه که موافق این قضیه بودن و یه سری افراد دیگه که اونا هم جایگاه اجتماعی خوبی داشتن مثل رئیس اداره آموزش و پرورش و دیگران مخالف بودن به هر حال تصمیم گرفتیم که بریم شیراز رفتیم تو مدرسه شاهد ثبت نام کردیم و از محل زندگیمون تا مدرسه با اتومبیل 30 دقیقه مسافت داشت. بعد از یه مدت که سرویس گرفتم از بچه های داخل سرویس خوشم نیومد و تصمیم گرفتم که با سرویس برم و سرویس گیرم نیومد و مجبور شدم هر روز این مسافت رو با اتوبوس بیام چون پدرم حاضر نبود پول خرج کنه و منم با یه عالمه کتاب تست تیزهوشان و… این مسافت رو طی می کردم تا یک ماه قبل از عید یهو مثل یه آدم پنجاه ساله که هزاران دغدغه ذهنی داره فکر اومد توی سرم و غید مدرسه رو کامل زدم چیزی که برای همه کسایی که من و می شناختن تحصیل نکردن من مثل رفتن آب سر بالا بود براشون باور کردنش غیر ممکن بود.
      یه روز خونه کسی نبود خانواده شهرستان بودن پول زیادی نداشتم و یه مسیر تقریبا طولانی رو تا دبیرستان استعداد های درخشان شهید دستغیب 1 پیاده رفتم و همین که جلوش رسیدم خود به خود زدم زیر گریه چون همه ی هدف من توی تیزهوشان، دانشگاه صنعتی شریف تهران، دانشگاه هاروارد و ناسا خلاصه میشد. بعد از مدت ها اتفاقاتی داشت میفتاد که برای خودم هم غیر قابل باور بود من و توی بیمارستان که چه عرض کنم تيمارستان ابن سینای شیراز به زور بستری کردن که بعد از دو هفته با اصرار اومدم بیرون ولی باز ماجرا ادامه داشت تا اینکه یه روز با پدرم توی اتوبان قم کاشان با سرعت 180 کیلومتر زیر دوربین به یه پژو پارس بر خورد کردیم و ماشین ما چپ کرد و من از تویه ماشین پرت شدم بیرون و سرم به سنگ خورد و خیلی آسیب دیدم به شکلی که امید به زندگی من 5 درصد بود ولی خوب خداروشکر مثل یه معجزه هیچ کس چیزیش نشد و من جان سالم به در بردم ولی همچنان ادامه داره ماجرای افسردگی من و خودم رو تویه یه دنیای خیلی پیچیده می بینم که هیچ الگویی پیدا نمیکنم که نجات پیدا کنم. متأسفانه بار ها اقدام به خودکشی کردم ولی جواب نداد.
      الان خیلی حالم بدتر شده و فقط امید وارم حالا که خدای بزرگ این فرصت دوباره زندگی کردن رو به من داده ازش درست استفاده کنم.
      من از لحاظ هزینه واقعا مساله دارم و تشکر میکنم اگر شماره تماسی یا شماره واتساپ یا ایمیل فرقی نمیکنه که با شخص خانم دکتر صحبت کنم رو بدید. در ضمن اعتماد به نفسم هم به شدت پایین اومده و خلاصه ممنون میشم راهنماییم کنید.
      با تشکر.

      پاسخ
      • دکتر لیلا جبلی
        2020-01-26 10:01

        سلام محمد؛
        دوست عزیز، شما فقط افسرده نشدید بلکه ضمن افسردگی دچار وسواس فکری هم شدید و همچنین همه اینها و پیامدهایی که داشتید باعث شده که اعتماد به نفستون پایین بیاد. برای برطرف کردن وسواس فکری و افزایش مهارت اعتماد به نفس نیاز به تمرینهای عملی هست و این تمرینهای عملی بجز مراجعه حضوری، از طریق تلفن و یا انلاین امکانپذیر نیست.
        در صورت تمایل میتوانید با شماره 02188881984 برای رزرو زمان مراجعه تماس بگیرید.
        با تشکر

        پاسخ
  • سلام من14سالمه و وقتی بچه بودم مامان بابام جداشدن و الان زن بابا دارم احساس میکنم دارم الکی زندگی میکنم قبلن هم بهم گفته بودن افسردگی کمی داری اما انگار کسی بلور نمیکنه خیلی گریم میگیره سر چیزای الکی حتا از عصبانیت گریم میگیره همیشه احساس عذاب وجدان دارم فقط دلم میخاد که بگذره

    پاسخ
    • دکتر لیلا جبلی
      2020-02-01 13:04

      سلام
      این امکان براتون هست که به مشاور روانشناس مراجعه کنید؟

      پاسخ
  • سلام من دختری ۲۰ ساله ام گاهی شب ها قبل خواب گریه م میگیره کلا دوست ندارم تو جای شلوغ یا بیرون باشم ولی وقتی تنهام دلمم میگیره احساس پوچی میکنم یعنی افسرده ام؟

    پاسخ
    • دکتر لیلا جبلی
      2020-02-16 04:25

      سلام،
      مشکل خاصی در خانواده دارید؟
      کودکی و گذشته شما به چه صورت بوده است؟

      پاسخ
  • ابوالفضل سیفی
    2020-03-23 21:05

    سلام خسته نباشید
    من وقتی ۱۰ سالم بود پدرم فوت کرد از اون بعد تنها شدمو گوشه گیر شدم الانم خیلی بی اعتماد به نفسم و خیلی خجالتی ام مشکلات مالی هم دارم حتی نمیتونم یه کار گیر بیارم خیلی حالم بده به فکر خودکشی هم افتادم نمیدونم چیکار کنم مادرمم جدی نمیگیره منو خیلی خسته شدم نمیدونم چیکار کنم حتی پول روانپزشک هم ندارم ۲۰ سالمه توروخدا کمکم کنین

    پاسخ
    • دکتر لیلا جبلی
      2020-03-25 10:36

      سلام بر شما
      زندگی برای همه، پستی و بلندی های زیادی داشته. اون چیزی که مهم هست اینه که شما در اون شرایط چه عکس العملی از خودتون نشون بدید.
      روحیه خودتون رو قوی نگه دارید و به دنبال کسب یک مهارت باشید. این فرصت برای شما مهیاست و در صورتی که از اون درست استفاده کنید موفق خواهید شد.

      پاسخ
      • سلام خانم جبلی من sima هستم چرا جوابی ندادید به من؟
        من دیگه واقعا نمی تونم خستم

        پاسخ
  • سلام من 17 سالمه درونگرا هستم سر چیزای الکی گریم میگیره و اصلا نمیتونم با خانوادم ارتباط برقرار کنم
    توی درسا هم همیشه نمره خوبی میارم وهمه معدلام هم بالای نوزده و نیمه و قرار بود که تابستون امسال روبرای کنکور بترکونم
    ولی نمیدونم چرا هر وقت میرم سر کتابام همش خسته ام و احساس بی حوصلگی میکنم به هر چی فکر میکنم جز درس یا به فکر تفریح میافتم
    راستش امسال پدربزرگ شاعرم که واقعا واسمون عزیز بود فوت شد تا سه ماه اول که اصلا هیچی نمیخوندم
    همیشه هم با خودم کلنجار میرم واسه نماز . وبعضی وقتا حوصله نماز خوندن رو هم ندارم هی ولش میکنم و همچنین از اینکه بقیه ببینن من نماز می خونم حس بدی دارم
    بعد هم که اومدم شروع کنم به درس با پدرو مادرم (سر چیزایی غیر درس البته) دعوام شد
    اونا خیلی محدودم میکنن و محبت آنچنانی بهم ندارن حتی بعضی وقتا احساس میکنم بادیوار حرف میزنم
    یه روز از بابام علتشو پرسیدم گفت حرف زدن انرژی میخواد میبینی خداا
    این که به حرفام اهمیت نمیدن خیلی کلافه ام کرده همش با خودم میگم باید درس بخونی وبری اینجا هیچ کی تو رو نمیبینه اما نمیتونم شروع کنم همش میگم فردا فردا
    یه بار که خاله ام هم خونمون بود تونستم در مورد درس همه چیو بهشون بگم
    و آخر سر هم به این رسیدیم که بریم پیش یک مشاور اما این کارو نکردن و الانم فکر میکنن که من میتونم خودم تنهایی از پسش برمیام و نیازی نیس برم پیش روانشناسی چیزی
    من تمام امیدم به جواب شماست و بعد خدا فقط شما رو دارم لطفا یه لحظه خودتونو به جای من بذارید
    خواهش میکنم کمکم کنید

    پاسخ
    • دکتر لیلا جبلی
      2020-09-06 13:49

      سلام سیما جان
      به احتمال قوی دچار وسواس فکری شدید چون هرکاری که میخوای انجام بدید نمی تونید مخصوصا درس خواندن، در نتیجه بایست نوبت مشاوره بگیرید تا روی وسواس شما کار شود و اگر افسردگی دارید برطرف شود. تا به امید خدا بتونید روال زندگی عادیتون رو ادامه بدید.
      برای تعیین نوبت مشاوره لطفا با شماره 02188881984 تماس بگیرید.

      پاسخ
  • سلام خانم جبلی من خیلی خیلی ازتون ناراحتم با این که این همه من پیگیری میکنم و خواهش کردم اما هیچ جوابی ندادید خواهش میکنم جواب بدید تا آخر عمرم دعاگوی شما میشم

    پاسخ
  • سلام خانم جبلی من خیلی خیلی ازتون ناراحتم با این که این همه من پیگیری میکنم و خواهش کردم ولی انگار هیچی به هیچی .خواهش میکنم جواب بدید تا آخر عمرم دعاگوی شما میشم

    پاسخ

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Fill out this field
Fill out this field
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.

فهرست